مرضيه محمدزاده

1565

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

كوفيان در جام مى خون كرده‌اند * گوى كفر از گبر و ترسا برده‌اند بر گلستان پيمبر تاخته * خرمن از گلهاى پرپر ساخته آتش ظلمى چنان افروختند * كز شرارش هفت دريا سوختند * كيست اين بر خاك و خون افتاده يل * برده سر بر تيغ تا اوج زحل تشنه‌تر از كام صحراهاست او * پر تلاطم‌تر ز درياهاست او پيكرش باغى است از گلهاى سرخ * كيست اين ، صحراست يا درياى سرخ ؟ ! سينه ، درياگون و قامت ، كوهوار * زخمها دارد به تن چون لاله‌زار مرگ از او شور صحرايى گرفت * عشق از او رنگ تنهايى گرفت آسمان دشت شيدايى است او * آيتى در عشق غوغايى است او بر ستيغ تيغ تا افراشت سر * ز آسمان ، خورشيد پنهان داشت سر اين حسين ، اين شوكت ارض و سماست * اين امام باشكوه كربلاست « 1 »

--> ( 1 ) - همان ؛ ص 57 - 60 .